دوباره دانشگاه باز شده و مي رويم بلكه اساتيد به زور نمره و ترسِ از افتادن و مشروطي و غيره هم كه شده يك سري مطلب بتپونن در مخيليه ي ما!
اجازه بديد چرخ درس خواندمان كه راه افتاد مطلب مينويسيم خدمتتان!
در گذشته، يعني چندين قرن پيش اگه خاطرتون باشه(!!)
رفتار بسیار بدی با بردگان و مجرمین داشتند و براي مجازات آنها از ابزار و روشهاي غير انساني و خلاف شان و منزلت آدميت استفاده مي كردند!
از جمله ي اين روش ها ريختن مجرمان و متهمان در دريا و غرق كردنشون، روغن داغ ريختن و ... روش هاي خشونت آميز ديگه!![]()
اصطلاحي كه در حقوق براي اين اعمال به كار ميره "اوردالي" است.
اوردالي(Ordalie) عبارت از دلیل قضایی است که تحت عنوان "داوری ایزدی" بویژه در قرون وسطا (یا وسطی) متوال بود. این دلیل ریشه در اعتقادات دوران بت پرستی داشت و بر این تفکر غلط استوار بود که هرگاه متهم واقعا بی گناه باشد، ایزدان به یاری اش مي شتابد و او از آزمون رو سپيد و موفق بيرون خواهد آمد. اين مسئله در ماده ۲ منشور حمورابي هم عنوان شده بوده!
در ايران قبل از اسلام نيز اوردالي (وَر) وسيله اثبات بي گناهي و يا صحت امري محسوب مي شده و ظاهرا متشكل از ۳۳ ايين قابل تقسيم به "وَر گرم" و "وَر سرد" بوده است. در ور گرم از آتش و روغن داغ و آهن تفته، و در ور سرد از شيره گيهان و زهرهاي مختلف و بويژه از آب و ساير مواد سيال استفاده مي شده است.
مثال آشناي چنين مواردي در شاهنامه و داستان سياوش و در آتش رفتن اوست!
اوردالي، در سال ۱۲۱۵ میلادی به موجب تصمیمی در چهارمین شورای عالی كليسا در "لاتران" توسط روحانیت مسیح، ممنوع اعلام شد.
پ.ن:منبع؛ كتاب آيين دادرسي كيفري دكتر آشوري، جلد اول
قضيه اين بود كه در فقه يك تاسيسي وجود داره به نام " قِسامه"!
قِسامه يعني، جايي كه شاهدي براي اثبات يك قضيه وجود نداره و از ۵۰ نفر مي خوان كه در موردِ به فرض، بي گناهيِ فلان شخص قسم بخورند!
به اين ترتيب،اين طور فرض مي شه كه وقتي ۵۰ نفر در مورد بي گناهي يا گناهكار بودن كسي اتفاق نظر دارند، حقيقتا همون طور بوده!!
نكته ي جالب قضيه زماني بود كه استاد بعد از توضيح اين مطلب، گفت الان جلوي در دادگستري ها و دادسرا ها افرادي هستند كه داد مي زنن: " قِسامه ۲۰۰۰ تومن!!"![]()
به قول مريم تا چند وقت ديگه وقتي آرام آرام در خيابان وليعصر و ... در حال window shopping هستین به احتمال زیاد خواهید شنید: " عرق ورق نوار cd قسامه شاهد!!"
پ.ن: من کشته مرده ی این سیاست اشتغال زاییم!
باور کنید.
تو این پست می خوام در باره ی وضعیت حقوقي آپارتمان نشینی و مشاعات که آقای ادریس پرسیده بودن صحبت کنم.
اول برای کسانی که احیاناً با واژه ی "مشاع" كمي تا قسمتي نا آشنا هستن بگم که منظور از مشاعات اموالی است که هر یک از شرکا (مالکین) در ذره ذره و جزء جزء اون مال شریکند و حصه(سهم) هيچ يك از مالكين مفروز(تعيين) نشده، در اين حالت اگر چه هر يك، صاحب اون مال به حساب مي آيند ولي تصرف بدون اجازه ي سايرين به معني تجاوز به حق شريك محسوب مي شود.* نمونه ي اين مشاعات در آپارتمان ها، راه پله، پاركينگ و ... است كه در زمره ي اموال مشترك قرار مي گيرند.
مشكلات آپارتمان نشيني در واقع از دو چيز ناشي ميشه: ۱- یکی مشکلات فرهنگی ست![]()
۲- از طرف ديگه مشكل زماني ايجاد ميشه كه افراد از حقوق خود يا اطرافيانشون مطلع نباشن! به عبارت ديگه در جامعه ي فعلي علاوه بر نداشتن فرهنگ آپارتمان نشيني، عدم اطلاع از جنبه هاي حقوقي قضيه هم مزيد بر علت شده! مهمترين مسئله رعايت آسايش و حقوق همسايگان و قائل بودن به آزادي هر كس تا جايي است كه با آزادي ديگران برخورد نداشته باشه!
مثلا قرار دادن جاكفشي يا گلدون يا تابلو نقاشي* در راه پله كه جزو مشاعات محسوب مي شه بدون اجازه و موافقت ساير همسايه ها غير قانوني و غير مجازه!
مثال در اين زمينه خيلي خيلي زياده...!
قانون تملک آپارتمان ها مصوب ۱۳۴۳ و اصلاحیه بعد از آن در سال ۱۳۷۶ شامل موادی است که وضعیت حقوقی اپارتمان و ساختمان ها از جمله وظایف یا احیانا تقسیم مال و غيره رو پيش بيني كرده!
در حال حاضر مرجع رسيدگي به دعاوي و اخلافات ناشي از آپارتمان نشيني در صلاحيت دادگاه هاي عمومي است؛ در اينكه آيا شوراهاي حل اختلاف هم صلاحيت رسيدگي به اين پرونده ها رو دارند يا نه، جاي سواله!!! چرا كه در حال حاضر خود ماهيت اين شوراها زير سوال رفته و جاي بحث داره.*![]()
به غير از دو موردي كه در بالا گفتم، مشكل زندگي در آپارتمان و برج ها عدم توجه به حقوق معنوي افراد است! البته اين عدم توجه نه تقصير مردم و نه تقصير قانونگذارهست بلكه اشكال از اجرا نشدن و عرفي نبودن طرح چنين مشكلاتي در رابطه با حقوق معنويست ! بطور مثال هر كس اين حق رو داره كه در محيط خونه ي خودش از آسايش و آرامش و سكوت برخوردار باشه. صداي موسيقي يا سر و صداهاي شبانه و غيره همگي از مصاديق تضييع حقوق معنوي افراد است!
اولين بار اين قضيه سالها پيش در فرانسه در پي شكايت شخصي به دادگاه مطرح شد؛ اين شخص مدعي بود كه در همسايگيَش پيرني زندگي مي كند كه به هنگام نخ ريسي با صداي بلند آواز مي خواند !![]()
متاسفانه تنها مسئله ي مهمي كه در دادگاههاي امروز ايران مطرح نيست همين حقوق معنويست! يعني اگر چه در قانون مربوطه ، موادي مختص به اين حقوق و ضمانت اجراي اون پيش بيني شده ولي عملا به دليل عدم رسيدگي به چنين پرونده هايي اين مواد هم متروكه شدند!
۱* كتاب حقوق مدني - اموال و مالكيت - دكتر ناصر كاتوزيان
۲* خدايي بعضي ها اعتماد به نفسشون خيلي بالاست، يه نقاشي كشيدن عجوج مجوج، به خيال خودشونم چيزي كم از نقاشي هاي پيكاسو نداره، اَد مي زنن وسط راه پله تا ديدگان هيچ كس از جمال بي مثال تمثالشون محروم نمونه!!!!![]()
۳* اگر مايل بوديد در رابطه با وضعيت شوراها در پستي جداگانه توضيح مي دم!
در اين مواد اشاره شده كه مي توان خانومي رو كه خالي از موانع نكاح يا همون ازدواج باشد مورد خواستگاري قرار داد؛ يكي از اين موانع عقد نكاح شوهر داشتنه!! شايد براتون جالب باشه كه بدونيد خواستگاري از خانومي كه ازدواج كرده غير از جنبه ي عرفي يا شرعيش در نظر قانونگذار هم غير مجاز محسوب ميشه!
برای شروع فکر کردم بهتره خودمو معرفی کنم!
من دانشجوی کارشناسی حقوق هستم،
از دانشگاه امام صادق(ع)؛
تصمیم گرفتم تو این وبلاگ مطالب حقوقی بذارم که به درد هیچ حقوقدانی نخوره!!!!
در عوض مطالب اینجا به درد کسانی می خوره که با مسائل حقوقی آشنایی ندارن و یا اطلاعاتشون در این زمینه کمه!
اگر احياناً سوالي داشتين من در خدمتتون هستم!![]()